واقعه طبس در پنجم اردیبهشتماه ۱۳۵۹، لحظهای تاریخی و ماندگار در تاریخ انقلاب اسلامی بود. در این روز عظمت الهی و امدادهای غیبی برای مردم ایران که به تازگی انقلاب خود را به ثمر نشانده بودند، آشکار شد و شیطان بزرگ که با بهرهگیری از دقیقترین و پیچیدهترین تجهیزات نظامی و با تدارک همهجانبه و هماهنگ تمامی عوامل داخلی و منطقهای و به بهانه آزادی جاسوسان خود در ایران و در حقیقت با هدف در هم شکستن انقلاب و نابودی نظام اسلامی عملیات پیچیدهای را طراحی و اجرا درآورده بود، شکست سختی را متحمل شد.
در آن روزها، سران کاخ سفید که از هوشیاری و بصیرت مردم ایران که با حرکت انقلابی خود نظام دستنشانده شاهنشاهی را سرنگون کرده و یک نظام مردمی بر مبنای ارزشهای اسلامی را بنیان نهاده بودند، به شدت عصبانی بودند، پس از ماجرای تسخیر لانه جاسوسی در آبان ۱۳۵۸ که خود جلوهای دیگر از بصیرت، آگاهی و اقدام به موقع مردم ایران برای خنثیسازی راهبرد دشمن برای براندازی نظام اسلامی بود، عملیات پیچیدهای را برای آزادسازی جاسوسان و البته وارد کردن ضربه جدی به نظام طراحی و در شامگاه چهارم اردیبهشتماه به اجرا درآوردند.
طراحی ویژه این عملیات توسط نیروی ویژه دلتا که اتفاقاً برای انجام این عملیات تشکیل شده بود و متجاوز پنج ماه تمام در صحرای آریزونای امریکا (جایی که تقریباً شرایط کویری ایران را داشت) با رزمایشهای پیچیده و فشردهای تمرین کرده و برای اجرای آن از پیشرفتهترین تاکتیکها و تکنیکهای عملیاتی و تجهیزات و سلاحهای روز بهره گرفته شده بود، سران کاخ سفید و مقامات پنتاگون به موفقیت صددرصدی این عملیات مطمئن بودند. اما از آنجایی که اراده الهی به شکست این عملیات تعلق گرفته بود، در نیمههای شبی که بر اساس محاسبات آنها هوا مهتابی بود و معمولاً در این هوا از طوفان و بادهای کویری خبری نبود، به ناگاه عنایات الهی به کمک رهبری و مردم ایران آمد و مصداقی از تجلی سوره فیل در لحظات اولیه بامداد پنجم اردیبهشتماه ۱۳۵۹ در بیابانهای طبس تحقق یافت و با اراده الهی داستان ابرهه برای کارتر مظهر استکبار جهانی در آن روز تکرار میشود و لطف و عنایات الهی برای مردم ایران که با انقلاب اسلامی خود در پی احیای ارزشهای اسلامی و دینی بودند، تجلی مییابد و طوفان شن هواگردهای دشمن را درهم میپیچید و صحنهای بدیع و تاریخی برای همیشه در تاریخ انقلاب، در بیابانهای طبس خلق میشود.
اکنون و با گذشت بیش از ۴۶ سال از آن واقعه، تکرار ماجرای طبس در ۱۶ فروردینماه ۱۴۰۵ در یکی از فرودگاههای متروکه جنوب اصفهان، جلوهای دیگر از عنایات و امدادهای الهی به مردم ایران در جریان جنگ تحمیلی سوم تحقق مییابد، در این عملیات ویژه که به ظاهر با هدف رهایی خلبانان هواپیمای ساقط شده امریکایی آغاز شده بود، امریکاییها بنا داشتند یکی از تاسیسات هستهای اصفهان را مورد نفوذ و تعرض قرار دهند، شکست امریکا در این عملیات که همچون عملیات اردیبهشت ۵۹ توسط نیروی ویژه دلتا و توسط چندین هواگرد پیشرفته انجام شده بود بار دیگر نشانگر عنایات و امدادهای الهی به مردم ایران بود، پس از این شکست مفتضحانه و سنگین که در واقع جنگ سوم تحمیلی امریکا علیه مردم ایران را تحت الشعاع خود قرار داده است، شخص ترامپ عجولانه و با آشفتگی با برگزاری چند کنفرانس مطبوعاتی تلاش کرد تا آن را عملیاتی برای نجات خلبان هواپیمای ساقط شده امریکایی قلمداد کند.
ترامپ در توضیحات خود با ادعای برنامهریزی و محاسبات دقیق امریکا برای این عملیات، شکست آن را ناشی از ریزش باران قبل از عملیات و انحراف هواپیمای امریکایی هنگام فرود به دلیل لغزنده بودن باند آن فرودگاه اعلام کرد و از آنجایی که به دلیل هوشیاری و آمادگی نیروهای مسلح و مردم برای مقابله با نیروهای متجاوز امریکایی، امکان عملیات برای متجاوزان فراهم نبود و میتوانست تلفات سنگینی را بر ارتش امریکا تحمیل کند، عملیات اصلی نفوذ به سایت هستهای ایران به عملیات نجات نیروهای کماندویی امریکا از زیر آتش نیروهای مسلح ایران تغییر یافت و پنتاگون با اعزام چند هواپیمای دیگر ناچار به تخلیه نیروها از منطقه جنوب اصفهان شد و با بمباران هواگردهای باقی مانده، تصویر دیگری از عجز نیروهای مسلح امریکا در برابر مردم ایران را به رخ جهانیان کشاند.
ویژگیهای این دو عملیات البته با فاصله ۴۶ سال از هم را در چند نکته میتوان برشمرد:
۱- هر دو عملیات توسط نیروی ویژه آموزشی امریکا طراحی وزیر نظر رؤسای جمهور وقت امریکا، کارتر و ترامپ به اجرا درآمده و بر اساس برآوردهای اولیه و به دلیل دقت در طراحی عملیات وبهرهگیری از آخرین امکانات تجهیزات روز امریکا باید صددرصد به موفقیت میانجامید و نتیجه آن میتوانست به تضعیف هرچه بیشتر نظام اسلامی و حتی فروپاشی آن بینجامد که البته هر دو به شکست انجامیدند.
۲ -بر اساس بررسیهای صورت گرفته، شبی که عملیات طبس انجام شد، هوا مهتابی و در این شب براساس پیشبینی هواشناسی امریکا، نباید از طوفان و بادهای تند در کویر خبری باشد. در عملیات اصفهان نیز براساس برآوردها هیچ عامل طبیعی نمیتوانست مانع تحقق عملیات شود، ولی در هر دو عملیات فراتر از برآورد دشمن این اراده الهی بود که با باد و باران عامل اصلی شکست عملیات دشمن شد.
۳- در هر دو عملیات، امریکاییها از امکانات کشورهای منطقه و پایگاههای خود در آنها استفاده کردند و به تعبیری تمامی ظرفیتهای ممکن برای انجام عملیات موفقیتآمیز آنها بسیج شده بود.
۴- شکست در هر دو عملیات، روند تقابل شیطان بزرگ با مردم ایران را تغییر میدهد. بعد از شکست عملیات طبس، امریکاییها به این نتیجه رسیدند که با ظرفیت و توان خود قادر به شکست مردم ایران نیستند و بعد از آن و بعد از شکست کودتای نقاب در تیرماه ۱۳۵۹ (که در ایران به کودتای نوژه معروف شده است) امریکا مجوز حمله عراق به ایران را صادر کرد و با تمام توان و با هدف شکست ایران در پشت سر صدام قرار گرفت. در این عملیات نیز که به عنوان الگویی برای آغاز عملیات زمینی امریکا علیه ایران در جنگ تحمیلی سوم به اجرا درآمده بود، امریکاییها فهمیدند که بهرغم توانمندیهای نظامی قادر به شکست مردم ایران از طریق عملیات گسترده هوایی و زمینی نیستند، به همین دلیل راهبرد خود را بر استمرار حالت نه جنگ و نه صلح و با هدف دامن زدن به چالشها و اختلافات داخلی و تحمیل صلح از طریق مذاکره قرار دادهاند.
۵- آنچه پنجم اردیبهشتماه ۵۹ در بیابانهای طبس و در ۱۶ فروردین ۱۴۰۵ در مناطق جنوبی اصفهان اتفاق افتاد، بدون شک مصداق روشن از عنایات و امدادهای الهی به مردم ایران برای شکست کارتر و ترامپ به عنوان مظاهر استکبار جهانی بود. دو واقعه، نه یک حادثه زودگذر و فراموش شدنی، بلکه مظهر لطف عنایات الهی برای مردم ایران و تمثیل و ذکری همیشگی و ماندگار برای کسانی است که با چشم دل خویش جز آنچه را که هست، میبینند و تذکار دیگری برای اثبات قدرت فائقه و تامه الهی بر وهن و سستی کید و مکر دشمنان خدا.